top of page
Search

نتایج ارزیابی اشعار کریسمسی Christmas Poems Evaluation

Updated: Jan 31



هدف ما در این فراخوان رقابت یا مسابقه نبوده است بلکه آغاز حرکتی مثبت در این زمینه، تشویق ایمانداران به نوشتن و همینطور آشنایی با اهالی قلم و مشتاقان این عرصه چرا که نیاز در این زمینه بسیار است و راه طولانی در این مسیر پیش روی ماست. در شعر پارامترهای بسیاری نقش دارند. ساده انگارانه ترین نگاه به شعر، صرفا رعایت موازین قالب های شعری مثل وزن و قافیه است! در حالی که پارامتر های بسیاری در آن قابل توجه است که ما بر اساس چندی از آنها اشعار را مورد ارزیابی قرار داده ایم.

پارامترهای ارزیابی شعر:

از هر کدام از دیدگاه‌های روش‌شناسی نقد، زیبایی‌شناسی، فلسفی، فنی، زبان‌شناسی، سبک‌شناسی، ادبی، اتیمولوژی، میتولوژی، تئولوژی و بسیار میدان‌های مورد بررسی دیگر پارامترهای زیادی برای ارزیابی شعر و هر آفرینه ادبی هنری در هر وبینار یا بررسی شعرهای یک شاعر وجود دارند

از میان همه آنها با گستره وسیع سنجشی ده پارامتر را برگزیدم و برای هر کدام آنها ده امتیاز و در مجموع صد امتیاز در نظر گرفته شد.

ارزیابی هر پارامتر در یک طیف قرار می‌گیرد، در بدترین حالت و نداشتن مزایای آن پارامتر امتیاز یک و در بهترین حالت امتیاز ده قرار داده شد. و مجموع امتیازها در نظر گرفته شده است.

ده پارارمترارزیابی:


مبانی و چگونگی ارزیابی آنها در منابع و کتاب‌های گوناگون آورده شده‌اند و اکنون در همه حالات کاربردی هستند. وقتی شعری پختگی اندیشه ندارد یا شعری آلوده به شعار زدگی است یا هیچ پیام اندیشه‌ای در آن دیده نمی‌شود و امتیاز آن یک است. به عنوان نمونه، دو بیت معروف «بنی آدم اعضای یکدیگرند ..» از سعدی نمونه بیان شعری با پختگی اندیشه است که امتیاز ده می‌گیرد پس برای هر پارامتر حداقل یکی از نمونه‌های ارکان و بزرگان ادبیات فارسی را به عنوان معیار خوبی برای ارزیابی داریم که همه دانشجویان در درس‌های گوناگون ادبی آنها را به عنوان ارکان و الگوهای ادبیات فارسی خواندند و باز هم می‌خوانند.

 

از میان اشعار، بنا به استانداردهای لازم سه شعر برگزیده شدند و هدایایی نیز در نظر گرفته شده. اشعاری که برگزیده شدند بیشترین امتیاز را از 100 امتیاز دریافت کرده اند. به این معنی نیست که حتما 100 امتیاز را آورده اند و یا اشعار آنها جای نقد ندارد. خداروشکر استعدادهای خوبی در میان شرکت کنندگان وجود داشته که اشعارشان از استانداردهای قابل توجه و تحسین برانگیزی برخوردار بوده است.

ما تمام اهالی قلم را تشویق میکنیم که به نوشتن ادامه دهید و برای ما نیز کماکان ارسال کنید. چرا که نیاز در جامعه مسیحی بسیار زیاد است و ما نیزهمواره برای پروژه های جدید به شعر نیاز خواهیم داشت و در صورت نیاز به شعر شما و استفاده از آن نیز با شما هماهنگ خواهیم کرد.

اشعار و آثار هنری خود را از طریق لینک زیر میتوانید ارسال کنید:


حق کپی رایت برای خالقین این آثار محفوظ میباشد و استفاده از این اشعار تنها با اخذ اجازه از صاحب اثر امکان پذیر است. در صورتی که شما تمایل  به استفاده از یکی از اشعار زیر دارید، با ما تماس بگیرید تا در زمینه دریافت حق کپی رایت از خالق اثر شما را راهنمایی و کمک کنیم.


متاسفانه با وجود اینکه شعر در زبان و فرهنگ پارسی بسیار جایگاه ویژه و والایی دارد. نگاه غالب، در جامعه مسیحی ایرانی به مقوله شعر بسیار سطحی و شوربختانه پیش پا افتاده است. به همین خاطر تا به حال نتوانسته ایم کتاب یا مجموعه اشعار کتابمقدسی قابل توجهی منتشر کنیم و یا شاعران توانمندی را شناسایی و برای آن تدارک ببینیم و یا حتی در پرورش نویسندگان و شعرا کوشا باشیم. ما با بضاعت اندک خود در تلاش هستیم بستری برای آن ایجاد کنیم با فراخوانهایی از این دست که در سال جاری نیز ادامه خواهد داشت و همینطور ایجاد دوره هایی برای آموزش شعر نویسی. بنابراین پیشنهاد میکنیم با سابسکرایب کردن وبسایت این رویدادها را از دست ندهید.

اگر دوستان هنرمند دیگری را میشناسید بنیاد فرهنگ و هنر اپیفانی را به آنها معرفی کنید. خوشحال خواهیم شد که با هنرمندان بیشتری در جامعه مسیحی در هر عرصه هنری که باشند آشنا شویم.

اگر شما مایل به حمایت فعالیتهای فرهنگی هنری هستید از جمله تالیف و انتشار کتاب شعر یا موسیقی و ... میتوانید از طریق لینک هدایا در منوی وبسایت (حتی با ذکر اختصاص آن در بخشی ویژه) مشارکت کنید و در صورت داشتن هرسوالی با ما در تماس باشید.

کریسمس و تجسم خداوند مبارک باد

بنیاد فرهنگ و هنر اپیفانی


ما بیشتر اشعار را در اینجا با شما به اشتراک گذاشته ایم، فارغ از سطح کیفی یا صحیح و اشتباه بودن آنها.اشعار را بخوانید و به هر کدام، به دقت، امتیاز شایسته از منظر خود را بدهید.

ما این فرصت ارزیابی را برای شما نیز ایجاد کرده ایم تا هم سطح انتظار و آگاهی جامعه مسیحی ایرانی سنجیده شود و هم شاید در رشد و تعالی و توجه بیشتر در این زمینه ثمربخش باشد و مفید افتد.



شهرام

از جلجتا که گفتی، گفتم مقام عشق است

مصلوب بیگناهش، پروردگار عشق است

گفتی که سُب و دشنام، دادند قوم، او را

گفتم مسیحِ عاشق، بنیانگذار عشق است

مصلوب نیمه عریان، شد پادشاه عالم

در حیرتم ز کارش، این شاهکارِ عشق است

مزمور قلب داوود، در مدح پادشاه است

آن نغمه های سرمَد، سیمِ سه تار عشق است

قربانیِ مدام است، بره به روی مذبح

فدیه ی جرمِ آدم، کارش نماد عشق است

کور و شل و جزامی، از پشت او دویدند

شفای عاشقانش، کار طبیب عشق است

روزی به پایِ عریان، بر روی آب گذر کرد

اسرار صید جانها، کار خدای عشق است

بر مرده ی العاذر، جانی دوباره بخشید

احیای جان مرده، اعجاز رَبّ عشق است

در شامِ آخرین شب، تطهیر دیگران کرد

طفلی به این دبستان، آموزگار عشق است

عیسی مسیحِ موعود، خونش بهای ما شد

درکارگاهِ هستی، او پادشاه عشق است.

 

شهرام

احیایِ دلِ شکسته سخت است عزیز

تعمید، بدون توبه سخت است عزیز

بی مسحِ طبیبِ عشق، درمانی نیست

بهبودِ دو چشم بسته، سخت است عزیز

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد

 


به شهرام از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 1 تا 4

  • بین 5 تا 7

  • بین 8 تا 10


مجید

چه ساده می شوی برای من

شبی که زاده میشوی

چه می شوی شبیه من ، که من شبیه تو شوم

 

به سجده می کشانی ام به روی زانوان سست

به عمق خود کشاندی ام

شبی که زادی ام به لطف

 

تو زادی و من از تولدت

تولدی دگر شدم

تو را اشاعه میکنم

به قلب های بی فروغ

 

کجای قصه ام ؟ بگو

کجای قلب وعده ات ؟

کجا مرا کشانده ای ؟ که من پر از هوای نور

 

من از شب سکوت ، از انتهای درد و غم

تو را صدا زدم و تو

شدی اجابت دلم

 

تو نقشه ی نجات من

تو ضامن حیات من

تو نور راه خسته گان

  به کنج آغلی نمور

 

مسیح وعده ها تویی

نجات و صلح و شور و شوق

شب تولد  تو شد

شب شکست مرگ و موت

 

تو را صدا زند دلم

تو را پرستد عقل من

تو را چگونه شرح دهم ؟

بدون اشک و شوق و روح

 

تو زادی و من از تولدت

تول

دی دگر شدم

تو را اشاعه میکنم

به قلب های بی فروغ.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعر مجید از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 1 تا 4

  • بین 5 تا 7

  • بین 8 تا 10




ماریا

يكنفر آمد که مشتاق ملاقات تو است

گرچه تولایق نه ای او خود خریدار تو است

یکنفر آمد که جایش بود در افلاکها

از برای فدیه آمد در میان خاکها

یکنفرآمد همان مرد حلیم و پاکدل

تا که برگیرد تو را از بیکسی از آب و گل

یکنفر آمد اگر چه باشد او پورخدا

لحظه ای خود را نکرد از درد مخلوقش جدا

یکنفرآمد همان مرد شفا و معجزات

تا که بردارد غمت را گردد او بهرت نجات

يكنفر آمد زبهرجان تو گردد ذبیح

تا به ضد دعوى أن مدعی باشد شفیع

یکنفر آمد که نامش مایه امیدهاست

در شب سرد یخی اوتابش خورشیدهاست

يكنفر آمد به قلبت او کنون در میزند

گرتودر را واکنی در خلوتت سر میزند

یکنفر خواند تو را گوید که فرزندم بیا

تا که برگیرم زتو صددرد یک دوران بلا

يكنفر در کوچه های شهر میگردد هنوز

هر کجا هستی دوچشمت را به چشمانت بدوز

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد



به شعر ماریا از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 1 تا 4

  • بین 5 تا 7

  • بین 8 تا 10


سروش

دوباره نام تو تکرار می شود عیسی

همیشه مرکز پرگار می شود عیسی

در این جهان کس و ناکس نمی شود غم خوار

تمام معنی دلدار می شود عیسی

برای بی سر و سامانی ام در این پیکار

یگانه سرور و سردار می شود عیسی

سقوط سلطنت این گناه سلسله وار

و شاه تازه ی دربار میشود عیسی

چقدر منظره ی ناب در تجسم توست

خدا که در تو پدیدار میشود عیسی

و من که لحظه به لحظه نیاز می شوم

و تو ذره ذره ات ایثار می شود عیسی

همیشه هست امیدی در این خراب آوار

که دستهای تو معمار می شود عیسی

در این تداوم کابوس نفرت و انکار

جهان به عشق تو بیدار میشود عیسی

تمام میشود این مرگ بی قرار این بار

صليب از تو که سرشار می شود عیسی

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد



به شعر سروش از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 1 تا 4

  • بین 5 تا 7

  • بین 8 تا 10


پیتر

آه ای مجال زندگی ای آهنگ اشتیاق

در من حضور توست اینک که می تپد همچو قلب

رازی به بی کرانه ی کنج کنج بودنم

رمزی به بی نهایت بودن خدای را

عشقی که می سُرَد به همه ابعاد لحظه ها

مهری که مینشیند و از دل برون نرود

وینک که میرسی از راه و وانک بلند شوی

از آسمان و از زمین از همه آفاق تابش است

کار خراب دل من در هوای تو

آبادتر از ملایمت یک نوازش است

آنجا که میچکد از مجاری چرکین من گناه

آنگاه که تشنه ام و مانده ام تباه

من را بگویید این کیست جای من

بردوش میشکد این گونه صلیب را

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد



به شعر پیتر از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 1 تا 4

  • بین 5 تا 7

  • بین 8 تا 10


 

سموئیل

بنام خداوند رنگین کمان

خدایی کزو جان گرفت این جهان

خدای نهان، گشته اکنون عیان

عیان سرّ هستی درو جاودان

مهیّا نمود جسم و برتن گرفت

به روح الاهی درو جاگرفت

بدان خلقتی صنعت دست اوست

گزید آخوری پست و مأوا گرفت

خدایی که خود خادمی خوار گشت

زبهر نجات جهان، عار گشت

بخود برگرفت جمله لعن و گناه

که آرامی یابد جهان زین جفا

تو کز محنت و رنج خود در غمی

پیِ زخمهای دلت مرهمی

کنون بین گشوده شدست آسمان

تجسّم نمودست ابن خدا

که تا بار خود رو بدو وانهی

به قدس حضورش کنون پانهی

خدا را کسی هیچ نادیده‌ است

پسر کو در آغوش، سراییده است.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


سموئیل

رسیده است اینک زمان وعده ایزد

ز روح قوت و شوکت، جلال خود ریزد

خدا نهاده از روحش بجسم انسانی

عیان نموده جلالش به هر که وی خوانی

تولد پسر وعده و کلام خداست

کلام و فعل و عمل کز ازل همی برجاست

خدا اگرچه به آخور نهاده پا ز نهان

ولی به فیض قدومش جهان شرور عیان

شبان و شاه و مجوسی ، ز شرق و غرب و جنوب

غریو شادی و شکرست، جملگی به سجود

کنون اراده ی حق در میان انسانهاست

بدان خوشی که از موتش نجات انسانهاست

ندا رسیده مهيا رَهِ خدا سازید

برای فیض خدا جان و دل فدا سازید

بشوی جان خودت را ز هر بلندی و پست

برون نماز وجودت هر آنچه بوده و هست

به روح تازگی و قوتش فروزان شو

بذکر نام و کلامش چو موج غران شو

به زاد روز و کلام و نجات او شادیم

امید رجعت ثانی به جان خود دادیم

تولد پسر حق تولد نور است

هر آنکه چشم امیدش بدوست، مسرور است.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد




به شعر سموئیل از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 5 تا7

  • بین 1 تا 4

  • بین 8 تا 10




مُرا

جهان تولدتو را جشن ميگيرد و چراغها و كاجهاست بر فراز

مسيح گم شده در اين شلوغى و هياهوى بى مثال، تقديم تو باد

 

“طلا و کندر و مر ندارم نثارت كنم ولی

این جان خسته و ایام عمر،  با فراق بال تقدیم تو باد

 

نامه هايت را خوانده ام ، اگر هنوز نميشناسمت مرا ببخش

اَذهان پيچيده و گُم در تفسير هاى مَحال، تقديم تو باد.

 

ايام تولد تو را جشن ميگيرم و به ياد مياورم كه آخور شايسته ات نبود

قلبهاى تيره و ايمانهاى پوشالين، بی مجال تقديم تو باد.

 

ميدانى كه عاشقم از اين سبب زبان به كام گرفته ام، سينه سوز، در سكوت

اين جان زخمى و كشان كشان سروده هاى بى قامت و تكيده از ملال، تقديم تو باد

 

اى عاشق مطرود خستگى ناپذير به اين جهان خوش آمدى

اين عشق ساده و شعر منِ بی جمال، تقديم تو باد.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعر مُرا از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • بین 1 تا 4

  • بین 5 تا7

  • بین 8 تا 10


 

 فرشید

یک درخت کاج که تزئین شده با  ستاره  و  ماه  و  نور

یک کلام ناب که حکایت میکند از سالهای نه چندان دور

 

از  سالهایی  که  انسانها  در  گناه  خود  می سوختند

از شبهایی که مجوسیان به آسمان نگاه خود می‌دوختند

 

از   تحقق  آنچه که  آمده بود در  زبور  و  تورات  موسی

تا ظهور کند بر زمین خداوند نجات دهنده مسیحِ عیسی

 

تا به انجام برسد آنچه وعده اش در کلام داده شده بود

تا قربانی شود پادشاهی که فدیه گناه خوانده شده بود

 

چگونه پادشاه تخت سلطنت خود را  تَرک  می‌کند

چه کسی این لطف آفریننده جهان را درک می کند

 

در  یک  شب  سیاه  و  تاریک  و  سرد  و  غَمین

نوری  از  آسمان  علّیین  تابیده  شد  به  زمین

 

آنشب  بیت لحم  شاهد به  دنیا  آمدن  شاهی  بود

که  رب الارباب بود  و  از  اَذل  او را پادشاهی بود‌

 

اما  لباس  غلامی  بر  تن خود  کرد  و  انسان  شد

آنچه در اراده  و  خواست  پدر  بود  هَمانسان  شد

 

زمین که  ملک شیطان است خواهان  آمدن  تو نبود  عیسی

آخور  پست  و  کثیف  جایگاه  تولد  تو   نبود  عیسی

 

قلب من  هم  دستِ کَمی از آن آخور پست نداشت

اگر نیامده بودی امروز  قلبم نوری را که در آن هست نداشت

 

تولد  و  آمدنت  به  قلبم  ای خداوندم  مبارک  باد

نام  عظیم  و  پر  جلالت  تا  ابد الاباد   متبارک  باد .

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


 


به شعر فرشید از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10


اُبریتا

ستاره ای گشت پدیدار و نوید امید داد،

کای بشر آن منجی عالم به گیتی قدم نهاد

با قلبی پر از شادی و وفای عهد در یاد،

انتظار به سر آمد، شاه شاهان به سلامت باد!

 

در شبی پر از نور درخشید نوری بالاتر

بزرگتر از هر ستاره ای، والاتر از هر اختر

مجوسان شاد و مشعوف که آمد آن سرور

شدند راهی با هدیه و شور وصال در سر

 

یکی آورده بود زر، هدیه ای برای شاه شاهان

دیگری کندری تقدیم کرد بهر آن موعود بی زوال

سومی مر را شاهد گرفت بر پایان غم و درد از جهان

در ارض و سما حمد گفتند حضور اعظم شبان

 

اکنون ای مومنین شکر بر جای آورید

قلب خود را باز، با شادی تمجید کنید

قدم به هستی نهاد منجی، آزاد شوید!

خدای پدر در او تجلی یافت، روح در او دمید

 

این است روز پیروزی، روز امید برای ما

او جسم پوشید و پا بر جهان نهاد از بهر ما

با قلبی شکرگزار گردهم آمده ایم تا

اعلام کنیم این است عیسی مولود، پسر خدا.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعر اُبریتا از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



کاظم

آمدی از آسمان تا ٔبر زمین غوغا کنی‌

پاره سازی بند خواب خفته گان بلوا کنی‌

 

دُرّ و گنج آسمان ٔبر خاکیان منت نهاد

آمدی تا سکه های  گمشده پیدا کنی‌

 

نور سازی و نمکدانهای خالی‌ جهان را پر کنی‌

طرح آن والا مقام با جسم خاکی بشر اجرا کنی‌

 

از صباوت رنج و حرمان سفر ٔبر خود برئ

آمدی تا بخشش و بخشنده گی‌ احیا کنی‌

 

از برای یک نفر از صد نفر با جان و دل حامی‌ شدی

سوی قلب‌ها آمدی تا عهد و پیمان خدا کامل کنی‌

 

روی قایق‌ها به طوفان‌ها و دریا امر کنی‌

قلبهای تشنگان و خستگان مرهم کنی‌

 

آن کلامی را که آب جامد کند من عاشقم

آمدی تا با کلامت  قلبها خوشخو کنی 

 

اشک زن  با عطر پایت گل دهد

آمدی تا مرهم درد گناهکاران شوی

 

چشم‌ها و چشمه‌ها خشکیده‌ و بیمار بود

آمدی تا فیض و رحمت ٔبر کویر اهدا کنی‌

 

قلب ما را با خدا و خلق و خود آشتی‌ دهی‌

سفره‌های خالی‌ از ماهی‌ و نان برکت دهی‌

 

آمدی تا جان دهی‌ سلطان قلب و جان شوی

نقش و تصویر پدر را ٔبر جهان ظاهر کنی‌

 

هر چه بود و هرچه هست بهر تو شد دنیا پدید

هر کجا باشی همین جایی به ما فکر میکنی

 

از ازل بودی و هستی‌ تا ابد قدوس و پاک

هان که در فرخنده روز ت مرده‌ها احیا کنی‌

 

باریا خوش آمدی نور جهان ای  پادشاه

آمدی تا با کلا مت روح ما را شاد کنی

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد



به شعر کاظم از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10


آرتین

آهای خبر خبر خبر / خونه به خونه ، در به در

مژده بدین به کل شهر / خدا میاد پیش بشر

 

شهرو چراغون بکنید / زشتی رو زندون بکنید

خونه رو آب و جارو و / آماده ی مهمون بکنید

 

داره میاد عزیزمون / خدای خوب مهربون

خودش بگه برامون از / بهشت و راه آسمون

...

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


سام

در این ایام در این فصل جدایی

که می آید ز هر سو بی وفایی

در این تاریک در این عصر شکفته

همی بینم، در آن رازی نهفته

ز هر سو بنگرم درد است و ناله

که عیسای مسیحاست راه چاره

 

او کلامی کز ازل نزد پدر هست

در میان مردمان گشته چنان پست

 

او جلال و شوکت و مکنت رها کرد

تا جدایی را به خون خود بپیوست

خوش آن فقری که فقدانش تو باشی

خوش آن رحمی که رحمانش تو باشی

در این عالم اگر ظلم و جفا هست

خوش آن عالم که سلطانش تو باشی

 

خوش آن آغاز که پایانش تو باشی

خوش آن دردی که درمانش تو باشی

خوش آن راهی که رفته هر چه بر باد

در این تدبیر خود کرده سرانجامش تو باشی

 

 

من آن گم رفته سکه اندر این عصر

رها کرده نود نه زر تو باشی

بپویم با صلیب منکر به این نفس

خوش آن مصلوب که شمعون قیروانش هم تو باشی

 

در این مرتع میان گوسفندان

همیشه خفته گرگ تیز دندان

نشسته در کمین دزد است و قاتل

مصمم بر دریدن با سر و دل

نترسم از بر و شکل و سر و روی

خوش آن گله که چوپانش تو باشی

 

در این ایام دلت را زیر و رو کن

غرور و تلخی و حسرت بدور کن

گر تو زانویی خموده کرده باشی

فروتن نزد عیسی رفته باشی

 

بگیرد هر دو دستت از سر فیض

اگر حتی که در عمق گناه افتاده باشی

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعر سام از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



مرجان

جلال بر خداوند در عرش برین

شادی تولدی در زمین


صلح و سلامت بر مردمان

آمد بر زمین منجی یمان


شادی و نشاط در آسمان

عمانوئیل را تو بخوان


مبارک باد تولد مسیح

شادی باد همواره در مسیح

حق کپی رایت برای خالق این اثر محفوظ میباشد


به شعر مرجان از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



شیما

ز نور تو شده عالم منور

دل شیطان شده بازم مکدر

جلال و شوکت و جانان تو هستی

تو هستی هستیم خالق تو هستی.

حق کپی رایت برای خالق این اثر محفوظ میباشد


به شعر شیما از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



نیتا

ای تو ای تجسم خدای زنده بر زمین

ای تو ای طلوع خورشید الهی از برین

ای تو‌ای تنها خدای پاک و پر مهر و امید

با تولدت دوباره دادی خلقتی جدید

با مرگت، با خونت، پاک کردی روح ما را

بخشیدی جان خود را به من حقیر تنها

هیچ خدایی ، پادشاهی ، خود فدای من نکرده

تو با عشق، روی صلیب، درد من به جان خریده.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعر نیتا از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



حامد


تک بیتی

من از بهار تا به بستان نشسته ام

که پاییز را به زمستان نوئل شوم


دو بیتی

چون تولد منجی فرا رسد به مسیح

من بهارم در زمستان بدر شود

شاید صدای ارغنون از خانه ی خدا

بهر كريسمس تو آید ، ثمر شود


چهاربیتی (چهارپاره)

نقص را بی حد و اندازه مکمل نشود

چون که تکمیل سرآغاز تکامل باشد

 مسح را در بدن او محقق یابی

ز پدر آمد و آن راز تعادل باشد

سخت شد قصه از آغاز بیا ساده شویم

که به میلاد پسر ، جملگی آماده شویم

راحت جان شده ایم ، راحت جانان بشویم

روز میلاد نجات است ، به آن جامه شویم.


غزل مژده نامه

چون به جشن روز تو آیم نجاتم می شوی.           جمله جان را مژدگانی،فاتح غم میشوی

فرخ زرين کلاه آن شاه بی تمثال ببین                 چون برای بخشش آدم ز آدم میشوی

در کلیساهیچ جایی خالی از شادي نشد.                  شادي از شوق تو می شد ،رفع ماتم میشوی

این غزل شکرانه ایست از روز میلاد مسیح          چون به عالم آمدی وصل دوعالم میشوی

شاهد عشق پسر،یعقوب عاشق پیشه است.            عشق را در ما نهادی و مسمم می شوی

روز میلادت درست است که هزاران پیش بود            در سلوکت قدسیان گویند متمم میشوی

حق کپی رایت برای خالق این اشعار محفوظ میباشد


به شعرحامد از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



علی

بیا شادباش که روز شادمانی است

نه شادی زمینی بلکه آن سور الهی است

در اینجا و در آنجا هست جشنها

اما دانی دلیل این همه چیست؟

دلیل اینها همه یه شخص است

یکی از نامهای او مسیح است

امروز کودکی گردیده مولود

حال در نام او هر شر رد است

حال او تنها نور این جهان است

نوری بهر ما فرزندان است

جهان این روز را گوید کریسمس

در این روز شادی هم در کمال است.

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعرعلی از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



بهار

ای مردم بشنوید

گوش هایتان باز کنید

 

این پیام برای

 هر کسی

 در هر جایی

از این دنیاست

این پیام همانا

خوش ترین خبر

در میان

اخبارهاست

 

در شهر داود

 آمد مسیح

عمانوییل

 آمد بر زمین

آمد تا گمشده را

نجات بخشد

آمد تا که ما را

 سلامتی بخشد

آمد جلال پدر

آشکار سازد

اعمال ابلیس

باطل سازد

 

 

آمد ما که در گناه

بودیم دشمن خدا

مسیح گشته ما را

 صلح با خدا

حق کپی رایت برای خالق این اثر محفوظ میباشد


به شعربهار از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



آرزو

 

تو وعده دهنده هستی ای خدایم

 تو خدای آمین هستی ای عیسایم

 کلام تو بلی  و آمین است عیسی

 تو امید دلها ، دلگرمی در طوفان

 می پرستم تو را با شادی و دستک

 تو سزاوار هستی ، پادشاه و سرور

تا روزی که آیی، وفادار می مانم

یقین دارم با تو زیست کنم تا ابد

می شنوم نیکویی های تو را شاهم

کلام تو حق است معتمد تا ابد

می بوسم قلب و دستان تو را پدر

می مانم در تو و می آورم ثمر

تو بودی هستی و می آیی عیسی

تا آن روز عظیم می مانم وفادار

تو متعال هستی، یهوه خدایم

میمانی بر قول و وعده ات تا ابد

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعرآرزو از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10



شیوا

کودکی از نور به ما می‌رسد

صاحب مزمور به ما می‌رسد

لحظه‌ی دیدار خدا می‌رسد

از دل این خاک ندا می‌رسد

زاده شده لولوی و ماوای ما

گوهر دردانه و محبوب ما

سر جهان جملگی پیدا شده

سرور من، رهبرم عیسی شده

منجی‌ام عیسی به جهان پا گذاشت

مهر عجیبی به دو عالم نگاشت

شام سیه از پس ابری گذشت

نور محبت به شفق تازه گشت

در دل سرمای نمور، آخوری

دیده گشود ماه به این کاملی

ابن خدا ، بر همه تصویر شد

مهر اطاعت زد و تایید شد

بره‌ی بی عیب خدا ، نام او

شیر یهودا ، لقب پاک او

گشت صلیبش ، سند شاهی‌اش

روح خدا مسند آزادی‌اش

میخ به دستان و به سر، تاج خار

از من و تو ، بر گرفت هر ننگ و عار

چون که پسر بود، مسیح خدا

شکل پدر بود مسیح خدا

هم در و هم راه شد و هم راستی

از ازل او ، دوری ما را بدید

جام اطاعت ز پدر سر کشید

از سر و پیشانی او خون چکید

هر چه خدا خواست همان را چشید

جان شد و جان داد و به اعلا رسید

نقشه‌‌ی بابا به زمین کرده شد

اشک خدا، خنده به هر چهره شد

او که ظفر یافت به هر درد و موت

رو به ابا لحظه‌ی آخر ، بگفت:

هر چه گناه این همه بر من شده

رحم بفرما تو پدر، بر همه

کاشته او بذر محبت به دل

زنده شده هر نفس و کهنه دل

شکر که مولود شد این وعده را

لحظه‌ی موعود شد این لحظه را

در دل تقویم ورق خورده است

عشق عجیبی به هدف خورده است

جسم شد امروز و جهان شاد شد

راز کریسمس ز نهان ، باز شد

تا به ابد شادی مان مستمر

آمده عیسی به شبیه بشر

روح خدا در تو و در من نشست

او که از اول بد و هر لحظه هست

ای شه خوبان جلال بر تو باد

شادی نمایید و جهان باد ، شاد

روز کریسمس که چنین پر بهاست

منجی موعود ، بهایش جداست

گشت بها بر همه عالم ، مسیح

باز گشو‌د قلب خدا را ، ببین..!

ما همه فرزند خدا گشته‌ایم

فیض خدا هست که سر زنده ایم

عشق پدر شامل ما گشته است

همچو پسر ، عهد به ما بسته است

تا که حوا عهد خدا را شکست

فیض خدا ، راه خدا را نبست

راه خدا ، از چپ و از راست؛ عشق

از ازل این عشق به میراث نوشت

ختم کلام ، چون که خدا عاشق است

جوهره‌ی قلب خدا ثابت است

چون که بخوانی ز دلت، نام او

دست بر افرازی به درگاه او

بسته به درگاه خدا می‌شوی

از قفس کهنه جدا می‌شوی

روح خدا حامی ما می‌شود

دست خدا شافی ما می‌شود

بر شکن این پرده و زنجیرها

تازه بشو از همه ‌ی چیزها

چون که گذشت هر چه غم و درد بود

تازه شده خلقت ما از نخست

گشته مهیا ز همه چیزها

بر سر سفره تو بشین با ابا

خون خدا باعث اینها شده

روی خدا بر تو نمایان شده

فیض خداوند عمل می‌کند

این همه را عشق پدر می‌کند

حق کپی رایت برای خالق این شعر محفوظ میباشد


به شعرشیوا از 1 تا 10 چه امتیازی میدهید؟

  • 1-4

  • 5-7

  • 8-10




ز. ه

(شعر گیلکی)


پر تر شکر، عیسی فدایی مَرَ

حیات فدایی مَرَ

عشق و محبت بُمُو

می راه و راستی بُمُو

جهان بُیُو نورانی

می جان بیافته نجات


چَیلَه ، چَیلَه ، چَیلَه

عیسی تولد بُبُو

چَیلَه ، چَیلَه ، چَیلَه

عیسی بُمُو به دونیا


تویی یکدانه پسر می چوم نوری